<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>صدف</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com</link>
<description>بسم الله الرحمن الرحیم</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 17 Jan 2014 12:47:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>پاسخ خود آزمایی ادبیات فارسی1</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/10</link>
<description>پاسخ خودآزمای های ادبیات فارسی۱ پاسخ خود آزمایی های ادبیات اول درس اول صفحه ی 6 1- سزاوار ، خوش گوار- نیستی ، هستی - خواری ، سروری - زیبنده ، درخورنده - گزید ، رسید - بازپسین ، پیشین - بندی ، پندی - راه نماینده ، آگاهاننده - ستوده ، شنوده - کار ، خار . 2- ارجمند گرداننده ی بندگان از خواری ، درپای افکننده ی گردن کشان از سروری . 3- دعا می کند تا دنیا برقرار است بر پیامبر و خاندانش درود باد. 4- علم ناقص و جزیی ما را به دریای بی پایان علم و معرفت خود متصل کن .</description>
<pubDate>Fri, 17 Jan 2014 12:47:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/10</guid>
</item>
<item>
<title>آرایه تشبیه</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/9</link>
<description>تشبیه یعنی مانند کردن چیزی به چیز دیگر که به جهت داشتن صفت یا صفاتی با هم مشترک باشند . هر تشبیه دارای چهار رکن یا پایه است : ۱- مشبه : کلمه ای که آن را به کلمه ای دیگر تشبیه می کنیم . ۲- مشبه به : کلمه ای که کلمه ی دیگر به آن تشبیه می شود . ۳- ادات تشبیه : کلمات یا واژه هایی هستند که نشان دهنده ی پیوند شباهت می باشند و عبارتنداز : همچون ، چون ، مثل ، مانند ، به سان ، شبیه ، نظیر ، همانند ، به کردار و … .</description>
<pubDate>Fri, 17 Jan 2014 12:40:35 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/9</guid>
</item>
<item>
<title>صفت فاعلی ومفعولی</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/8</link>
<description>آن است که بر کنندهٔ کار یا دارندهٔ معنی دلالت کند ویا آن که مفهوم انجام عملی را به موصوف نسبت می دهد . صفت های فاعلی از نظر ساختمان به سه دسته تقسیم می شود: مشتق، مرکب،مشتق – مرکب . ترکیب صفت فاعلی عبارتند از: ۱- «نده» که در پایان فعل امر می‌آید : پرسنده، خواهنده، شناسنده، بافنده ۲- «ان» مثل : خواهان، پرسان، دمان، روان، دوان ۳- «الف» که آن نیز در پایان فعل امر می‌آید، مثل : شکیبا، زیبا، خوانا، گویا، بینا، پویا ۴- «ار» غالبا در آخر فعل ماضی می‌آید، مثل :</description>
<pubDate>Thu, 16 Jan 2014 16:11:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/8</guid>
</item>
<item>
<title>نکات ادبیات سوم دبیرستان</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/7</link>
<description>- شناسه ها ،تکواژوابسته تصریفی اند ودر شمارش تکواژها یک تکواژ محسوب می شوند . ۲- تکواژ صفر / تهی( Φ ) نمود آوایی نداردامّا در شمارش یک تکواژ به حساب می آید ؛ مانند« است » که ۲ تکواژ است . ۳- نقش نمای اضافه (-ِ ) یک واژه ، یک تکواژ و یک واج است . ۴- (یِ ) ؛ یک واژه ، یک تکواژ ودو واج است . ۵- « برایِ » یک واژه است و یک تکواژ ؛ زیرا ( -ِ ) زیر صامت « ی » متعلّق به خود واژه است . ۶- نقش نمای اضافه ( -ِ ) وحروف پیوند مثل « و » به تنهایی یک واژه اند .</description>
<pubDate>Thu, 06 Jun 2013 15:17:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/7</guid>
</item>
<item>
<title>ادبیات فارسی</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/6</link>
<description>1- عروض : علم مربوط به آهنگ شعر ، علم عروض نام دارد هر يك اصلی شعراز آهنگ های را يك « بحر » می نامد و مجموع بحر ها « ‌بحور عروضی » ناميده می شود . 2 – علم بديع : نام علمی است كه در آن زيبايی هاي ادبی مورد بررسی قرار می گيرد . از حدودقرن 5 كه كتاب خاصی به زبان فارسی در مورد بديع تاليف شده است . تا كنون نويسندگان بسياری در مورد زيبایی های ادبی سخن گفته اند . و امروزه ده ها مورد زيبايی در آثار ادبی شناخته و شرح داده شده است .</description>
<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 13:50:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/6</guid>
</item>
<item>
<title>شعر   (1)</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/5</link>
<description>ازدرخت شاخه در آفاق ابر برگ های ترد باران ريخته ! بوی لطف بيشه زاران بهشت با هوای صبحدم آميخته ! نرم و چابك، روح آب می كند پرواز همراه نسيم نغمه پردازان باران می زنند گرم و شيرين هر زمان چنگی به سيم ! سيم هر ساز از ثريا تا زمين خيزد از هر پرده آوازی حزين هر كه با آواز اين ساز آشنا، می كند در جويبار جان شنا ! دلربای آب، شاد و شرمناك عشقبازی می كند با جان خاك ! خاك خشك تشنه دريا پرست زير بازی های باران مست مست ! اين رود از هوش و آن آيد به هوش شاخه دست افشان</description>
<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 13:43:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/5</guid>
</item>
<item>
<title>شعر   (2)</title>
<link>https://shayesteh1348.blogfa.com/post/3</link>
<description>کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت گلای سرخ دلامون کاش بوی دریا می گرفت کاش تو هوای عاشقی لیلی و مجنون می شدیم باد که تو دریا می وزید ما هم پریشون می شدیم کاشکه یه ماهی قشنگ برای ما فال می گرفت برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت با بال اون فرشته ها تو آسمون پر می زدیم به شهر بی ستاره به آرومی سر می زدیم شب که می شود امانت فرشته ها رو می دادیم چشمامونو می بستیم و به هم می افتادیم کاشکه تو دریای قشنگ خواب شقایق می دیدیم خواب دو تا مسافرو عشق یه قایق</description>
<pubDate>Sat, 11 Dec 2010 13:27:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>shayesteh1348</dc:creator>
<guid>shayesteh1348.blogfa.com/post/3</guid>
</item>
</channel>
</rss>
